|

زهره یا ناهید دومین سیاره از جانب خورشید نزدیک ترین سیاره ی زمین است. حتی قبل از آن که گالیله تلسکوپ خود را به سوی زهره نشانه گیرد تا هاله ای از آن را ببیند دیدن این جرم درخشان کنجکاوی انسان را برانگیخته بود. این سیاره بسته به این که چه فصلی از سال باشد تا سه ساعت بعد از غروب یا سه ساعت قبل از طلوع خورشید در آسمان قابل مشاهده است. همین الگو باعث شده است که منجمان پیشین آن را ستاره ی صبحگاهی یا ستاره ی شامگاهی تلاقی کنند .زهره در مداری حول خورشید که چندان از مدار زمین کوچکتر نیست نوسان می کند و نخست در یک طرف خورشید و سپس در طرف دیگر آن ظاهر میشود. چون زمین نیز خورشید را دور میزند یک چرخه ی هلالی کاملزهره تقزیبا 19.5 ماه طول میکشد.
گاه گاه زهره تا 16 برابر درخشانتر از درخشانترین ستارگان دیده میشود. علت این امر عمدتا آن است که این سیاره را کلا ابرهایی ÷وشانده اند76% از نور دریافتی از خورشید را باز میتاباند. اروپائیان زهره را ونوس مینامند که همان الهه ی عشق و زیبایی رومی است. در طول تاریخ این سیاره یکی از زیباترین اجرام آسمانی تلاقی شده است.
زهره و زمین تا مدتها به عنوان دو سیاره ی خواهر مورد توجه بودند دلیل این مقایسه آناست که دو سیاره از نظر اندازه جرم و سن همانند هم خستند. قطر زهره در استوای آن برابر 12000 کیلئمتر است. این سیاره در فاصله ی متوسط 107000000 کیلومتری دور خورشید میگردد. یک گردش کامل زهره به دو رخورشید 225 روز زمینی طول میکشد. چرخش محوری سیاره بسیار کندتر از زمین است به نحوی که دور کامل آن 243 روز زمینی به طول میانجامد. چرخش محوری زهره مانند اورانوس و پلوتو در خلاف راستای گردش آن به دور خورشید است. بعدها معلوم شد که این سیاره تفاوتهای بسیاری با زمین دارد. ابری که خورشید را پوشانده است چندان متراکم است که سطح آن هرگز ديده نشده است. در واقع زهره تنها سیاره ی زمینی است که جو چشمگیری دارد (سیارات بنابر ماهیتشان به دو دسته تقسیم میکنند: 1 . دسته سیاراتی که شبیه زمینند و آنها را سیارات زمینی یا خاکی مینامند . این سیارات عبارت است از : عطارد ،زهره، زمین و مریخ . 2 .دسته ی دیگر شبیه به مشتری {برجیس}هستند و آنها را سیارات برجیسی مینامند که عبارت اند از: مشتری ، اورانوس، زحل و نپتون. سیاره ی پلوتون را جداگانه بررسی میکنند زیرا تصور میرود که هیچ یک از ویژگیهاي آن با هیچ یک از این دو گروه منطبق نیست)
در سال61 19دو کشور ایالت متحده و شوروی سابق برای اکتشافات در زهره فرستادن کاوشگرهای فضایی را آغاز کردند .کاوشگرها نشان دادند نه زهره سیاره ای بسیار خشک و گرم است و هیچ نشانه ای از حیات در آن دیده نمیشود . جو این سیاره بیشتر از کربن دی اکسید مقداری نیتروژن و مقادیری از بخار آب، اسید و فلزات سنگین تشکیل شده است. نمونه ی کامل اثر گلخانه ای در زهره وجود دارد. گرمای خورشید در جو سیاره نفوذ میکند و به سطح آن میرسد سپس این گرما به دلیل وجود کربن دی اکسید در جو همانند گرما گلخانه نمی تواند به فضا بازگردد در نتیجه دمای سطح سیاره به 482 درجه سلسیوس میزسد که حتی از دمای سطح عطارد ، نزذیکترین سیاره به خورشید، بیشتر است . اين کاوشگرها کشف کردند که در زیر جو زهره سطحی سنگی شامل آتشفشانهای فعال و کوه ها کانالهایی مانند بستر رودهای خشک وجود دارد.. در سال 1962 نخستين كاوشگر فضايي به طور موفقيت آميزي به سياره ي زهره فرستاده شد . اين كاوشگر به نام مارينر 2 ، از نوعي بود كه ايالت متحده براي بررسي زهره از طريق عبور از نزديك در نظر گرفته بود. يك سال قبل از آن ، اتحاد جماهير شوروي سابق يك رشته تلاشهاي طولاني را براي فرود كاوشگرها يي در سطح اين سياره آغاز كرده بودند. ارتباط نخستين سفينه هاي فضايي پيش از آنكه كاوشگرها به سطح برسند ،قطع ميشد. آنان دليل اين ناكامي را فشارجوي فوق العاده و دماي زياد نزديك سطح سياره ميدانستند. تلاشهاي بعدي شوروي به برقراري ارتباط مفيدي، به مدت 110 دقيقه پس از فرود سفينه به سطح اين سياره انجاميد
یافته های اين کاوشگرها و كاوشگرهاي بعدي آمريكا و شوروي يكديگر را تكميل كردند. يكي از اين يافته ها ثابت می کند که فشار جو در سطح زهره معادل فشاریست که غواصی در 900 متری زیر سطح اقيانوس متحمل ميشود.. اين فشار حاكي از آن است كه جو زهره جرمي تقريبا 90 برابر جرم جو زمين دارد. آمريكا دومين ماموريت گذر از كنار زهره را به وسيله مارينر 10 انجام داد مارينر 10 در فوريه 1974 از فاصله 6000km زهره گذشت و با نور فرابنفش از اين سياره عكس گرفت.پيش از آن هيچ انساني هرگز چنين الگوي
اكنون معلوم شده است كه دماي زهره در شب و روز تقريبا يكسان است وگستره ي تفاوت آن ميان 430درجه و480 درجه سانتيگراد در نوسان است . اين دماي زياد ارتباطي به تابش مستقيم خورشيد ندارد، زيرا ابرهاي زهره 76 درصد انرژي تابشي خورشيد را باز ميتاباند . بنابراين آن مقدار انرژي را كه از خورشيد به سطح زهره ميرسد كمتر از انرژي دريافتي سطح زمين از خورشيد است . اين دماي زياد سطح زهره را به كربن ديواكسيد و بخار آب موجود در جو اين سياره نسبت ميدهند. اين مواد مركب گرمايي را كه از سطح اين سياره ميتابد ، جذب ميكنند .
حاصل اين گرمايش جريان يافتن هوا از استوا به طرف شمال و جنوب اين سياره است. وقتي گازها گرم ميشوند به ارتفاع كمتري فروكش ميكنند و به سوي استوا باز ميگردند. اين جريان شمالي- جنوبي را سلول هادلي ميگويند. حركت رو به غرب زهره بسيار كند است. بنابراين لكه اي كه با نور مستقيم خورشيد بسيار گرم ميشود به تدريج اين سياره را دور ميزند.
ماه دسامبر سال 1978 يكي از پر شورترين دورانهاي پژوهش در باره ي سياره ي زهره بود . در روز پنجم دسامبر اين سال پايونير ونوس 1 به اين سياره وارد شد و كسب اطلاعات مداري خود را آغاز كرد كه تقريبا يك سال به طول انجاميد . در اين مدت با ارسال سيگنالهاي راداري به سطح سياره و دريافت آنها ، تهيه نقشه تفضيلي پستي و بلنديهاي سطح زهره امكانپذير شد. در ميان اكتشافات مهمي كه به ترتيب به عمل آمد، كشف يك بزرگ دره (كانيون) بود كه بزرگ دره هاي شناخته شده ي روي زمين را تحت الشعاع قرار ميداد. طول اين بزرگ دره 1300km ، عرض آن 230km و عمقش 4.5km بود.
در 9 دسامبر ، پايونير ونوس 2 وارد شد و همراه با 4 كاوشگر كوچك كه قبلا رها شده بودند ، به تحقيق درباره بخشهاي شب و روز اين سياره پرداخت . وقتي ونوس 2 با چند كاوشگر در جو زهره فرود آمدند ، سه لايه ابرهاي متمايز كشف كرد كه نقطه شروع آنها از ارتفاع 60km بود ، هر لايه از قطره هاي سولفوريك اسيد تركيب يافته بود و تنها پايينترين لايه به عمق 45km ، تراكم كافي داشت كه به صورت ابرهايي به رؤيت معمولي ديده ميشود .
دو كاوشگر ديگر شوروي سابق به نام ونرا ((venera 11 و ونرا 12، نيز در دسامبر 1978 در جو متراكم زهره فرو رفت . از جمله يافته هاي آنها ايجاد آذرخش دائمي در زير سطح 2 كيلومتري بود . شايد اين آذرخش همان روشنايي دائمي را كه با كاوشگرهاي شب آمريكا مشاهده شده بود ايجاد ميكرد .
60% بلنديهاي سطح آن در 500 متري شعاع ميانگين آن (6051.4km) واقع است. سه ناحيه اين سياره به نحو چشمگيري برآمده است و ميتوان اين نواحي را در مقايسه با زمين " قاره هاي " زهره دانست . ناحيه موسوم به ايشتارترا (ايشتار ، الهه عشق و باروري بابليان و آشوريان و ترا واژه ي لاتيني به معني زمين يا خاك است ) فلاتي است مرتفع ، تقريبا به وسعت ايالت متحده كه ارتفاع متوسط آن 5km است . برآمدگي ديگري به ارتفاع 6km بالاتر از سطح اين فلات ، كوهي است به نام ماكسول مونتز. اين 2km بلند بلندتر از قله اورست ، بر فراز دشتهاي زهره سر برافراشته است . رادارهاي شوروي عمق ساختار شبه دهانه ي مركزي اين قله را اندازه گيري و آن را 2.5km زير پيرامون دهانه برآورد كرده است. ناحيه بزرگ ديگر در حدود نصف قاره آفريقا به نام آفروديت ترا و ارتفاع 2تا5km از دشتهاي زهره است. ناحيه ديگري كه بتاريجو ناميده ميشود ، شكل آتشفشانهاي دو پوششي را مينماياند كه ارتفاع آن به 6km و قاعده آن به بيش از 1000km ميرسد.. اين عارضه از لحاظ اندازه بلندتر از هر آتشفشان در زمين است، و ميتوان آن را رقيب كوههاي المپ در مريخ دانست كه بلندترين كوههاي منظومه ي شمسي است . بهترين مشاهدات با مدار گرد پايونير ونوس قدرت تفكيكي در حدود 32km دارد ،اين قدرت تفكيك را ونراهاي 15و 16 شوروي بهبود بخشيدند..
منبع: www.nineplanets.org

|